تبلیغات
وبلاگ کاملا علمی - گرمای روزهای نامزدی را حفظ کنید
خواستن = توانستن

نامزدی، دورانی است که در آن حرف ها تمامی ندارند اما برای خیلی از افراد عمر دوران هم صحبتی در همان نامزدی تمام می شود و بعد از ازدواج تنها تنها سکوت است و سردی و بی حرفی. اما حقیقت این است که صحبت کردن فقط یک روی سکه است و روی دیگر آن گوش دادن است که بدون آن ارتباط برقرار نخواهد شد. گوش کردن یکی از مهارت های مهم ارتباطی است که در ایجاد و حفظ صمیمیت نقش دارد.


 

وقتی همسران به حرف های یکدیگر گوش می دهند، در واقع نشان می دهند که دلبستگی ها، نیازها و دل مشغولی های خود را کنار گذاشته اند تا همسرشان را بفهمند و با او همدلی کنند. بدین سان این پیام ارزشمند را به یکدیگر می دهند که «من به تو علاقه دارم. به تو اهمیت می دهم. می خواهم بدانم تو چه فکر می کنی، چه احساسی داری و به چه چیزهایی نیاز داری؟»

گوش کردن متفاوت از شنیدن و چیزی بسیار بیشتر از ساکت ماندن و حرف نزدن است. شنیدن فعالیت منفعل دریافت امواج صوتی است، در حالی که گوش دادن فرآیند فعالی است که هر فرد از روی انتخاب آن را انجام می دهد. به عبارت دیگر گوش دادن صحیح به قصد فهمیدن، یادگیری، لذت بردن و یا کمک به دیگران (به خصوص همسر) صورت می گیرد. اما نیت افراد در گوش دادن کاذب، با ذهن خوانی، آماده کردن پاسخ، مخالفت کردن و سایر موانع پاسخ دادن آلوده شده است.

 

گاه افراد سعی می کنند به جای اینکه به صحبت های فرد مقابل توجه کنند، از چیزی که منظور واقعی اوست سر در بیاورند و یا آن را حدس بزنند.

در این حالت به جای اینکه به صحبت های فرد مقابل توجه کنند

به مفروضات و حدسیات ذهن خود تکیه می کنند

 

موانع گوش دادن مؤثر

کلوب

علل بسیاری از اختلافات و تعارضات میان همسران (به ویژه همسران ناموفق) گوش ندادن واقعی به صحبتهای فرد مقابل و فقط شنیدن حرف های اوست. معمولاً گوش کردن واقعی به صحبتهای دیگران (به ویژه همسر) به دلایل مختلف به ندرت اتفاق می افتد که در ذیل به برخی از آنها اشاره میشود.

- مشغولیت ذهنی: معمولاً زمانی که افراد در حال فکر کردن، تماشای بازی فوتبال، خواندن روزنامه و یا هر عملی که باعث درگیری ذهنی شان می شود، هستند نمی توانند شنونده خوبی باشند.

- ذهن خوانی: گاه افراد سعی می کنند به جای اینکه به صحبت های فرد مقابل توجه کنند، از چیزی که منظور واقعی اوست سر در بیاورند و یا آن را حدس بزنند. در این حالت به جای اینکه به صحبت های فرد مقابل توجه کنند به مفروضات و حدسیات ذهن خود تکیه می کنند. مثلاً آقا به همسرش میگوید: «این لباس چقدر به تو می آید.» و خانم با خود فکر می کند: «منظور او این است که من خوش لباس نیستم و فقط وقتی که لباس های گران قیمت می پوشم، خوب به نظر می رسم.»

- آماده کردن پاسخ: برخی به هنگام صحبت های فرد مقابل تنها سرگرم آماده کردن پاسخ به او هستند. این امر باعث می شود نتوانند صحبت ها را درست بشنوند.

- فیلتر کردن: فیلتر کردن یعنی اینکه مخاطب معمولاً به قسمت هایی از صحبت فرد مقابل توجه می کند که به نفع اوست. اما به بخش هایی که مخالف نظرش می باشد یا به نوعی انتقاد به اوست، گوش نمی دهد.

- قضاوت کردن: گاهی افراد به دلیل برخی قضاوت هایی که از قبل در مورد گوینده دارند، یا به او گوش نمی دهند، یا گوش می دهند تا در حرف های او شواهد تازه ای مبنی بر اثبات قضاوتشان بیابند.

 

 گوش دادن صحیح به قصد فهمیدن، یادگیری، لذت بردن و یا کمک به دیگران

(به خصوص همسر) صورت می گیرد. اما نیت افراد در گوش دادن کاذب،

با ذهن خوانی، آماده کردن پاسخ، مخالفت کردن و سایر موانع

پاسخ دادن آلوده شده است

 

کلوب

- اثبات کردن خود:

به طور معمول هرگاه افراد احساس کنند که مورد انتقاد قرار گرفته اند، سعی می کنند از خود دفاع نمایند. به همین دلیل بدون توجه به صحبت های گوینده، فقط تلاش می کنند، خود را اثبات نمایند. گاه حتی ممکن است که در راستای اثبات حقانیت خود دروغ بگویند، تهمت بزنند، فریاد بکشند و... .

- پند و نصیحت کردن: این وضعیت زمانی ایجاد می شود که مخاطب مدام وسط حرف گوینده بپرد و شروع به نصیحت او کند. در این حالت نه تنها مخاطب هیچ توجهی به صحبت های فرد مقابل نمی کند بلکه اجازه تمام کردن و به نتیجه رساندن حرف ها را هم از او می گیرد. مثلاً زمانی که مردی درباره مشکلات شغلی اش با همسرش صحبت می کند و زن مدام وسط حرف او می پرد و به او می گوید که باید چگونه با همکار یا رئیسش صحبت کند. در حالی که مرد فقط می خواهد با او درد دل کند. اما این برخورد باعث می شود که او در نهایت از این همه پند و نصیحت همسرش خسته شود.

- یکی به دو کردن: در این حالت افراد فقط به صحبت های فرد مقابل گوش می دهند تا با او مخالفت کنند و نظر شخصی خود را ابراز و اعمال نمایند.

- دلجویی کردن: گاهی برخی پس از شنیدن شکایت یا انتقاد فرد مقابل، بلافاصله وسط حرف او می پرند و تقصیرها را برعهده گرفته، شروع به معذرت خواهی می کنند. دراین حالت آنها اجازه نمی دهند که فرد مقابل علت نگرانی یا ناراحتی خود را بیان کند. (ر. ک. رابطه موثر، ماتیو مک کی و همکاران، مترجم: مهدی قراچه داغی، فصل مهارتهای اولیه)