تبلیغات
وبلاگ کاملا علمی - 5 روش برای افزایش خلاقیت
خواستن = توانستن

خلاقیت از جمله هنرهایی است که می تواند در زندگی به انسان بسیار کمک کند و مسیر زندگی را جذابتر از آنچه هست، نماید.

به گزارش بانکی دات آی آر، اساسا افراد خلاق و نوآور همواره یک قدم جلوتر از افراد معمولی گام برمی دارند و اصلا همین خلاقیت یکی از مهمترین دلایل موفقیت ها و پیش رفتن کارهایشان است.

در مقاله پیش رو از پنج راهکار ساده برای داشتن خلاقیت برای شما صحبت می کنیم. پس اگر خواهان پیشرفت و موفقیت آنهم با استفاده از خلاقیت هستید، خواندن این مقاله را از دست ندهید.

زندگی را آبی ببینید

دانشمندان معتقدند تاثیر رنگ‌ها بر زندگی انسان حتی وقتی كه انسان به آنها توجه لازم و كافی هم ندارد بسیار زیاد است. در این میان شاید در زندگی رنگ آبی به خاطر رنگ آسمان و دریاها نقشی اساسی برای انسان‌ها داشته باشد اما دانشمندان تاكید می‌كنند كه برای داشتن ذهنی خلاق این مقدار هم حتی كافی نیست. در همین راستا در دانشگاه بریتیش كلمبیا كانادا دانشمندان تاثیر رنگ قرمز و آبی بر رفتار داوطلبان را بررسی كرده‌اند.

در این تحقیق دانشمندان به این نتیجه رسیده‌اند در حالی كه رنگ قرمز حافظه داوطلبان را- كه در این آزمایش دانش‌آموزان بودند- تقویت می‌كند، رنگ آبی به آنها كمك می‌كند كه تصورات خود را آزاد كنند. دانشمندان برای اثبات این یافته تصمیم گرفتند از داوطلبان بخواهند یك آزمایش ساده انجام دهند. در این آزمایش به آنها قطعاتی به رنگ آبی و قرمز داده شده بود و از آنها خواسته شد با این قطعات چند اسباب‌بازی بسازند. دانشمندان مشاهده كردند اسباب‌بازی‌هایی كه به رنگ آبی ساخته شده بودند در مقایسه با اسبا‌ب‌بازی‌های قرمزرنگ از ساختار خلاقانه‌تری برخوردار بودند.

ذهن خود را پرواز دهید

اینكه ذهن انسان آمادگی كشف نكته‌های جدید را داشته باشد خود یكی از عواملی است كه می‌تواند به انسان برای خلاق بودن كمك كند. دانشمندان در دانشگاه دركسل فیلادلفیا مغز را در لحظه‌ای كه ایده نابی به آن می‌رسد مورد تحقیق قرار داده‌اند. دانشمندان در این آزمایش از 2 گروه داوطلب استفاده كردند. یك گروه از این داوطلب‌ها را منتظر گذاشتند تا به آنها یك معما داده شود. وقتی كه معما به آنها داده شد از آنها خواسته شد كه بگویند وقتی كه معما را حل كردند آیا یكباره به ذهن آنها خطور كرده است یا برای انجام آن فكر كرده‌اند. دانشمندان با آزمایش مغز این افراد متوجه شدند سمت راست مغز آنها به شدت درگیر است؛ بخصوص بخشی از مغز كه مسئول دیدن است. به این ترتیب به این نتیجه رسیده‌اند كه وقتی داوطلبان برای انجام حل یك مسئله متمركز می‌شوند كارایی مغز خود را پایین می‌آورند.

در یك آزمایش دیگر دانشمندان در لندن شرایط مشابهی را برای داوطلبان برقرار كردند. در این آزمایش آنها پرتوهای آلفا امواج گامای با فركانس بالا در مغز داوطبان را مورد آزمایش قرار دادند. در اینجا هم دانشمندان مشاهده كردند كه دارای امواج آلفای زیاد و چند مورد موج گامای با فركانس بالا بودند؛ این موج دوم همانند همان موردی است كه وقتی انسان با چشم بسته استراحت می‌كند در مغز او به جریان می‌افتد. به همین ترتیب دانشمندان در لندن هم اعلام كردند وقتی كه مغز در حالتی ملتهب قرار بگیرد كه انسان از آن انتظار داشته باشد راه‌حلی را ارائه كند، كارایی كمتری دارد.

به‌دنبال همكاری های خلاق باشید

نیوتن وقتی كه قوانین گرانش زمین را درك كرد، یادداشت‌هایش را در این زمینه همچون نوشته‌های دیگرش در یك كشو انداخت و تا 5 سال بعد كه یكی از دوستانش به صورت اتفاقی از او در این باره سؤال كرد سراغشان را نگرفت. مسلما اگر ما چنین قوانین انقلابی‌ای را با انجام معادلات پیچیده به دست آوریم آن را در كشو نمی‌اندازیم كه خاك بخورند و خب، البته این كاری است كه دانشمندان، امروزه ما را به انجام آن ترغیب نمی‌كنند.

یك دلیلش این است كه دیگر نیوتن تكرار نخواهد شد. اما دلیل دیگرش را دانشمندان دانشگاه نیومكزیكو اینگونه توضیح می‌دهند: بهترین ایده‌هایی كه به ذهن یك نفر می‌رسد در لحظات انزوا و تنهایی او نیست بلكه در لحظاتی است كه نظراتش را با یكی از همكاران مورد اعتمادش رد و بدل می‌كند. در همین رابطه ورا جان اشتاینر در كتابی كه با عنوان همكاری‌های خلاقانه نوشته است موارد زیادی را در طول تاریخ ذكر كرده است كه رد و بدل كردن نظریات میان 2 دوست و همكار باعث ایجاد ایده‌های بسیار ناب و خلاقانه‌ای شده است؛ مانند آلبرت انیشتین و نیلز بور، ماری و پیر كوری.

نوازندگی كنید

موسیقی مسلما نقش عمده‌ای در افزایش خلاقیت انسانی دارد. در این رابطه دانشمندان در دانشگاه واندربیت نشویل آمریكا برای بررسی نقش موسیقی بر افزایش خلاقیت انسانی یك آزمایش ساده انجام دادند. آنها از چند دانشجوی موسیقی و چند فرد عادی دیگر با مشخصات یكسان در آزمایش خود استفاده كردند. به هر كدام از این دانشجویان چند شی ء ساده مانند مسواك یا خمیردندان داده شد و از آنها خواسته شد كاربردهای جایگزینی برای چیزهایی كه در دست دارند معرفی كنند. در پایان آزمایش مشخص شد كه دانشجویان موسیقی كاربردهای جایگزینی خلاقانه‌تری نسبت به دیگر افراد ارائه كرده‌اند. حین آزمایش، دانشمندان با بررسی عملكرد مغز داوطلبان مشاهده كردند افراد عادی تنها از بخش جلویی چپ مغز خود استفاده می‌كردند، در حالی كه دانشجویان موسیقی علاوه بر آن از طرف راست مغز خود هم استفاده می‌كردند.

دانشمندان می‌گویند این كاركرد مغزی غیرعادی است و دلیل آن می‌تواند این باشد كه دانشجویان موسیقی چون مجبور هستند از هر دو دست خود حین نوازندگی استفاده كنند باید از هر دو بخش مغز خود هم كار بكشند. اما آیا برای افزایش خلاقیت می‌توانیم از نوازندگی یك آلت موسیقی یا انجام كارهایی كه در انجام آنها هر دو دست درگیر هستند، شروع كنیم؟ در این باره سوهی پارك كه روی موسیقیدانان و افراد عادی كار كرده است، می‌گوید: هنوز با اطمینان نمی‌توانیم بگوییم كه استفاده همزمان از 2 كره چپ و راست مغز دلیل این است كه موسیقیدانان از ذهن خلاق‌تری برخوردار هستند.

تا می‌توانید بازی كنید

دانشمندان زیادی تاكید می‌كنند كه برای خلاق بودن، انسان باید تا می‌تواند از عادت‌های رایج دوری كند و به بازی‌هایی كه گاهی طبق عرف جامعه مناسب حال او نیست، بپردازد. در این باره مارك بكوف از دانشگاه كلورادو معتقد است اینكه مردم برای بازی در زندگی نقشی حاشیه‌ای در نظر می‌گیرند اشتباه است. او به نقش بازی در زندگی حیوانات گوشتخواری همچون گرگ و سگ پرداخته و به این نتیجه رسیده است كه این بازی‌ها به شخصیت‌های فردی این اجازه را می‌دهد كه تجربه‌های جدید و اشتباهی داشته باشند بدون اینكه مجازاتی به خاطر آن در انتظار آنها باشد.

وی می‌گوید: بازی به انسان این جرأت را می‌دهد كه ریسك‌های منطقی بیشتری انجام دهد و او را منعطف و خلاق می‌كند. وی طبیعت بازی را جست‌وجو برای چیزی تازه و نو می‌داند و تاكید می‌كند: برای خلاق بودن، انسان باید همیشه به‌دنبال چیزی تازه بگردد.

این دانشمند بازی را در زندگی انسان حالتی بیولوژیكال و همانند خواب توصیف می‌كند و معتقد است كه در دوره‌های مختلف زندگی انسان به بازی نیاز دارد. البته مهم‌ترین دوره از زندگی كه بازی می‌تواند نقش مهمی در شكل‌گیری شخصیت انسان داشته باشد دوران كودكی است ولی این به آن معنا نیست كه در دیگر دوره‌ها نیاز كمتری در انسان به بازی كردن وجود دارد.